جستجو
هدایای نقدی شما
پرداخت آنلاین
تومان
لوگوی دوستان

 

دوستان

----------------------------

 

 

گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

پایگاه اینترنتی قافله

اوقات شرعی

آمار

نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به شماره پیامک

417   3412   000   1000  ارسال نمایید؛

کمیت را در گوگل محبوب کنید:

PostHeaderIcon آخرین اشعار

PostHeaderIcon اشعار برگزیده

PostHeaderIcon ماه سجاده نشین - وحیده افضلی

امام سجاد (ع) - ترکیب بند

بانک اشعار اهل بیت (ع)

ماه شعبان شد و نوبت به می ناب رسید

وقت شادی دل حضرت ارباب رسید

آن که چشمان سیاهش ز همان روز نخست

کششی داشت به سجّاده و محراب رسید

آن که پیش پدرش، شمس، گدایی می کرد

آن که می ریخت به شب یک سره مهتاب رسید

گریه اش گشت از آن لحظه ی سختی آغاز

که ز دستان پدر بر لب او آب رسید

قصّه ی کرب و بلا را ز ازل می دانست

قحطی آب و وفا را ز ازل می دانست

 

آری! ای خوب تر از خوب، علی بن حسین

پسر حضرت محبوب! علی بن حسین

تو روایتگر صحرای جنون خواهی شد

راوی دشت پر آشوب، علی بن حسین

پیش چشم تو به لب های پدر، ابن زیاد...

می زند خنده کنان چوب، علی بن حسین

کربلا، کوفه، سپس شام، چه رنجی باید -

بکشی وارث ایوّب! علی بن حسین

آمدی! تا که پیام آور ایثار شوی

در غم و رنج و بلا یکسره تکرار شوی

 

آمدی تا بدمد صبح ز پیشانی تو

ماه و خورشید بیایند به مهمانی تو

قسمت چشم تو این بود که تا آخر عمر

دم به دم تر شود از حالت بارانی تو

وای از آن لحظه ی نابی که دعا می خوانی

از نماز تو و آن سجده ی طولانی تو

بابی انت و امّی، به فدایت جانم

من به قربان تو و آن رگ ایرانی تو

ما همه دور سرت، دور سرت می گردیم

بال و پر سوخته ای؟ بال و پرت می گردیم

 

ما به شوق تو پر از حس حیاتیم آقا

سخت مدیون تو تا روز وفاتیم آقا

گرچه طوفان بلا از همه سو می تازد

تو ضمانت بکنی اهل نجاتیم آقا

ما فقط عشق تو را توشه ی رفتن کردیم

این چنین ست که غرق حسناتیم آقا

پدرت کشته ی اشک ست خودت می دانی

ما همه کشته ی شاه عبراتیم آقا

چه شود مست شوم دم به دم از باده ی تو

راضی ام من به نخی سبز ز سجاّده ی تو

 

ای امامی که نفس های تو دشمن کوب ست

دشمنت تا به ابد پیش خدا مغضوب ست

فکر کردند اگر پای تو را می بندند

خلق باور بکند آل علی مغلوب ست!

ابن مرجانه نفمهمید چه فرقی دارد...

با تو که مادرت از روز ازل محجوب ست

تو و زنجیر؟ عجب وصلت ناهمگونی!

عقل این قوم خدایا چه قَدَر معیوب است؟

خطبه ات زیر و زبر کرد بساط شب را

کرد آرام دل غمزده ی زینب را

 

با علی! حضرت سجّاد! به مویت سوگند

به مه روی اباالفضل عمویت سوگند

به نمازی که تو را شهره ی عالم کرده

به شفابخشی دریای وضویت سوگند

به همان خاک غریبی که بقیعش خوانند

به همان غربت طولانی کویت سوگند

وَ به آن بغض که هر قدر که می باریدی

باز هم بود در آن کنج گلویت سوگند

ما دل و دیده به دریای غمت می بازیم

ما به صبرت ز ازل تا به ابد می نازیم

 

تو از آن روز که از وادی غم برگشتی

سوختی، شعله زدی، درد مسلَّم گشتی

سرو بودی که پس از حادثه ی عاشورا

در غم سروترین سرو جهان خم گشتی

زخم های تو ولی مانع تکلیف نشد

با همان زخم برای همه مرهم گشتی

زهر دادند به تو، رفتی و ملحق به همان -

شهدای دهمین روز محرّم گشتی

صبح می آید و شب عازم و من بیدارم

با دعاهای تو من حال عجیبی دارم

 

شاعر: وحیده افضلی

 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh

بنر دوستان

نظرسنجی
نظر شما درباره کمیت چیست؟
 
کد آخرین اشعار

آخرین اشعار سایت در وب شما 

کد زیر را در وب خود کپی کنید

نوای سایت


 قرار دادن این نوا در سایت یا وبلاگ شما

اس ام اس عاشقانه

دانلود آهنگ

دانلود نرم افزار

آهنگ پیشواز همراه اول