جستجو
هدایای نقدی شما
پرداخت آنلاین
تومان
لوگوی دوستان

 

دوستان

----------------------------

 

 

گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

پایگاه اینترنتی قافله

اوقات شرعی

آمار

نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به شماره پیامک

417   3412   000   1000  ارسال نمایید؛

کمیت را در گوگل محبوب کنید:

PostHeaderIcon آخرین اشعار

PostHeaderIcon اشعار برگزیده

PostHeaderIcon آیینه ی عشق

امام حسن مجتبی (ع) - مربع

بانک اشعار اهل بیت (ع)

آماده شد سفره، كرم، خيل گداها

مي آيد امشب واژه واژه رمز دريا

مهمان ويژه آمده بر سفره ي ما

مهمان نباشد ميزبان عرش اعلا

امشب صفا مي بارد از دست كريمي

بايد بخوانم ياعليُّ يا عظيمي

 

مي بارد از دست خدا باران رحمت

آرام مي آيد صداي پاي حيرت

دنيا نديده جلوه اي با اين ابهّت

خورشيد آورده ست دامان رسالت

امشب خدا آقاي ديگر آفريده ست

يعني كه حيدر بهر حيدر آفريده ست

 

امشب مي و ميخانه و پيمانه جور ست

امشب شراب عاشقان يك كاسه نور ست

امشب زمين و آسمان غرق سرور ست

چون كاروان يار در حال عبور ست

امشب دوباره حضرت موسي به نيل ست

سردسته ي مستان امشب جبرئيل ست

 

پر شورتر از موج درياهاست اين عشق

آرام تر از صحنه ي صحراست اين عشق

در امتداد ذكر يازهراست اين عشق

بين تمام عشق ها آقاست اين عشق

اين عشق ، عشق مجتبي ماه زمين است

آيينه ي عشق اميرالمومنين است

 

اي منتهاي آرزوي دردمندان

تنها كريم دست هاي مستمندان

روشن ترين مهتاب قلب تار دوران

باران ترين خورشيد، اي همپاي باران

بوي خوش هم صحبتي را از تو جويم

وقتش رسيده با تو حرفم را بگويم

 

آيينه دار وجه ختم المرسَليني

ماه سماواتيّ و خورشيد زميني

خيرالاَنامي تو، مُعزُّالمُومنيني

مجنون ترين ليلاي رَبُّ العالميني

درصحنه هاي عشق تنها تكسواري

تو مثل مادر، مثل بابا تا نداري

 

تا آمدي شام علي رنگ سحر شد

آغوش حيدر سجده گاه صد قمر شد

تا عكس تو در قاب چشمش جلوه گر شد

زهرا دگر مادر شد و حيدر پدر شد

در بيستون عشق تا تكثير گشتي

با جمع زهرا و علي تعبير گشتي

 

بر روي دستان پيمبر چان گرفتي

چون ابر بودي، رخصت باران گرفتي

ﺷﺄن نزول سوره ي انسان گرفتي

تو زندگي از لؤلؤ و مرجان گرفتي

تو اولين ايجاد يك وصل مطهّر

اَلحق كه مرواريد زهراييّ و حيدر

 

ناز نگاه مهربان تو چه زيباست

جغرافياي چشم هايت رو به درياست

مهتاب از آيينه ي روي تو پيداست

لالايي خواب تو با امّ ابيهاست

ماهي، چه والايي، چه زيبايي حسن جان

يوسف ترين فرزند زهرايي حسن جان

 

من با گداييّ تو آقا خو گرفتم

بي آبرو بودم كه رنگ و بو گرفتم

با غصه هايم در بغل زانو گرفتم

از شرم چشمان تو از تو رو گرفتم

با اين كه بد بودم مرا كردي غلامت

آقاي بي مانند، قربان مرامت

 

تنهاترين سردار غربت، من فدايت

فخرم به عالم اين بُوَد هستم گدايت

شاهم زماني كه شوم خاك عبايت

اي كاش مي بودم وَ مي مُردم به پايت

هرآنچه دارم از تو دارم، كم ندارم

وقتي «اسيرت» مي شوم، ماتم ندارم

 

شاعر: حمید رمی

میلاد با سعادت کریم اهل بیت (ع) امام حسن مجتبی

 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh

بنر دوستان

نظرسنجی
نظر شما درباره کمیت چیست؟
 
کد آخرین اشعار

آخرین اشعار سایت در وب شما 

کد زیر را در وب خود کپی کنید

نوای سایت


 قرار دادن این نوا در سایت یا وبلاگ شما

اس ام اس عاشقانه

دانلود آهنگ

دانلود نرم افزار

آهنگ پیشواز همراه اول