جستجو
هدایای نقدی شما
پرداخت آنلاین
تومان
لوگوی دوستان

 

دوستان

----------------------------

 

 

گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

پایگاه اینترنتی قافله

اوقات شرعی

آمار

نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به شماره پیامک

417   3412   000   1000  ارسال نمایید؛

کمیت را در گوگل محبوب کنید:

PostHeaderIcon آخرین اشعار

PostHeaderIcon اشعار برگزیده

PostHeaderIcon سکوت

امام حسن مجتبی (ع) - چارپاره

بانک اشعار اهل بیت (ع)

سکوت، زهر شد و در گلوي مجنون ريخت

دل شکسته ی ليلا از اين مصيبت سوخت

به ياد خاطره هاي کريم آل عبا

تمام خاطره هايم در اوج غربت سوخت

 

سکوت گفتم و يادم سکوت او آمد

و زهر گفتم و يادم ز زهر خوردن او

و تير آه به قلبم نشست و کردم ياد

ز تيرهاي کفن دوز بسته بر تن او

 

وراثتي است بِلا شک غريب ماندن ما

چرا که غربت شيعه ز غربت زهراست

و بر غريب مدينه سزاست گرييدن

که پاي ثابت اين روضه حضرت زهراست

 

همان کسي که غريبانه باز مسموم است

به دست همسر خود در ميان خانه ی خويش

پرستويي است مهاجر ولي شکسته پر است

و زخم خورده فتاده کنار لانه ی خويش

 

کسي که سبزترين جامه را به تن دارد

نگفت علّت سبزي پيکرش از چيست

و طشت داد شهادت، غريب مطلق، اوست

چرا که پاره جگر تر از او در عالم نيست

 

همان کسي که شنيده به وقت کودکي اش

صداي يا ابتاه و شکستن در را

ميان کوچه ی باريک، بي شک، اين کودک

همان کسي است که برده به خانه مادر را

 

رسيد دشمن بي شرم و سد راه نمود

و ابرهاي سيه روي ماه پاره نشست

و با دو دست بزرگ و ضُمُخت و سنگينش

چنان به صورت او زد که گوشواره شکست

 

شکست آينه اش در هجوم سنگ ستم

خميد قامتش اما عباي مادر شد

و خورد خون دل و با کسي نگفت چه ديد

که جان به لب شد و آخر فداي مادر شد

 

شاعر: سعید توفیقی

 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh

بنر دوستان

نظرسنجی
نظر شما درباره کمیت چیست؟
 
کد آخرین اشعار

آخرین اشعار سایت در وب شما 

کد زیر را در وب خود کپی کنید

نوای سایت


 قرار دادن این نوا در سایت یا وبلاگ شما

اس ام اس عاشقانه

دانلود آهنگ

دانلود نرم افزار

آهنگ پیشواز همراه اول