جستجو
هدایای نقدی شما
پرداخت آنلاین
تومان
لوگوی دوستان

 

دوستان

----------------------------

 

 

گفتگوی آرام میان شیعه و سنی

پایگاه اینترنتی قافله

اوقات شرعی

آمار

نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به شماره پیامک

417   3412   000   1000  ارسال نمایید؛

کمیت را در گوگل محبوب کنید:

PostHeaderIcon آخرین اشعار

PostHeaderIcon اشعار برگزیده

PostHeaderIcon آخرین ستاره - رحمان نوازنی

امام حسن عسکری (ع) - ترجیع بند

بانک اشعار اهل بیت (ع)

از پنج شنبه های دل من عبور كن

یك روز جمعه چشم مرا غرق نور كن

آقای پنج شنبه؛ مرا هم نگاه كن

چشمان خیس و غم زده ام را مرور كن

چیزی دگر نمانده به هنگامه ی ظهور

ما را در این دقایق آخر صبور كن

با آخرین ستاره شب های انتظار

با یازده ستاره تو در ما ظهور كن

با اشك صیقلی بده ما را و بعد از آن -

سنگ سیاه سینه ی ما را بلور كن

ابن الرضای سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

آدم کشیده بود خودش را به التجا

غم هم نشسته بود لب جاده ی فنا

کشتیِّ نوح هم به تکسّر رسیده بود

وَ می طنید یک سره دور و بر بلا

موسی که رفته بود به دریا عصا به دست!

عیسی مریض بود و به ذکر هوالشفا

آتش به قهقهه همه جا گُر گرفته بود

آن سو خلیل بود و دو چشمِ پر از دعا

آن غصّه ها و این همه غم ها یکی یکی

گشتند کو به کو همه جا را جدا جدا

تا این که چشم شان همه افتاد سمت تو

یا نه! نگاه لطف تو افتاد ابتدا

آن سو نگاه زرد و غم انگیز غصّه بود

این سو نگاه سبز و سرور آور شما

از آن به بعد سائل چشمان تو شدیم

وَ خوانده ایم نام تو را "سُرّ مَن رای"

از آن به بعد غم که به ما روی می کند

مائیم و یک نگاه تو آقایِ سامرا

ابن الرضای سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

تا كوچه های سامره مردی نجیب داشت

آری هوای شهر فقط بوی سیب داشت

شب ها كه در ترنّم سجاده می نشست

شب های عرش، حال و هوایی عجیب داشت

هر گاه با دعای فرج اوج می گرفت

زیر لبش ترنم اَمَّن یُجیب داشت

درد آمد و دوا شد و با یك اشاره گفت:

هر گوشه از كلام لبش یك طبیب داشت

آن قدر کشته شد دل و آن قدر زنده شد

با تیغ ابرویی که فراز و نشیب داشت

ابن الرضای سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

هر جا که باده هست صفای خُمش تویی

هر جا که آیه ای ست ضمیر کُمش تویی

آدم طمع به کسب مقام شما نمود

در صورتی که آب و گلِ گندمش تویی

شهر مدینه شادتر از این نمی شود

چون که به لطف حق حَسن دومش تویی

فهمیدم از ترنّم سرداب سامرا

هر جا که جمکران شده شهر قُمش تویی

خورشید مردمیِ زمین؛ آسمان ترین

ای خوش به حال هر که تب مردمش تویی

ابن الرضای سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

شاعر: رحمان نوازنی

 

نظرات  

 
+4 # مطهری 1392-08-24 00:35
باسلام ک اشعار بسیار زیبایی را خواندم در دنیای امروز که بازار معنویت رونق کمتری دارد این اشعار مارا به فطرت انسانی هدایت میکند .ذخیره تمام هستی حضرت حجت (س) میباشد امیداست با برگشت به فطرت انسانی وخداجویی ابزار ظهور ایشان فراهم گردد .
پاسخ | Reply with quote | نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh

بنر دوستان

نظرسنجی
نظر شما درباره کمیت چیست؟
 
کد آخرین اشعار

آخرین اشعار سایت در وب شما 

کد زیر را در وب خود کپی کنید

نوای سایت


 قرار دادن این نوا در سایت یا وبلاگ شما

اس ام اس عاشقانه

دانلود آهنگ

دانلود نرم افزار

آهنگ پیشواز همراه اول